تبليغاتX
خاطره های بارانی - یه درد دل قابل توجه برای برخی افراد

به نام خداوند مهربان و خالق مهربانی ها و مهربونها

 

سلام دوستان اهل شعر و ادب و ذوق و هنر

امیدوارم همواره سالم و شاداب باشیدمیخواستم به برخی از افراد ضعیف که هیچ هنری ندارند  و

 میخواهند ادای هنرمندها رو در بیارن بگم  لطفا شعرای منو از تو سایت و یا وبلاگم ننویسند و

برند تو محافل و انجمنهای ادبی و هنری به نام خودشون بخونند و اتفاقا اگه مجری برنامه بهشون

 بگه که این شعر مال آقای مهندس شاه علی یا شاهرخ هست باز هم بر اشتباهشون اصرار کنند و

 بگویند نه مال خودمه چون من شعرهامو که حتی تاریخ سرودنش مشخصه و تو همون سالها

 حداقل برای انجمن های ادبی مختلف و تو شب شعرهای مختلف خوندم و خیلی ها تو این دوران

 بیش از۱۵ سال با قلم من و سبک شعری من آشنا هستند و میدونند بعد هم آقایان و یا خانمهایی

 که این کار زشت و ناپسند رو کردید در درجه اول بدونید که از نظر شرعی و عرفی و قانونی

و اخلاقی و انسانی این کار دزدی محسوب میشه و باید یا در برابر خدا یا خلق خدا و یا وجدان

خودتون پاسخگو باشید و مهمتر از همه  اینکه من تمام شعرایی که تو وبلاگ و سایتم نوشتم تو

کتابم خاطره های بارانی قبل از همه چیز به ثبت رسوندمشون با طی تمام مراحل قانونی و اخذ

مجوزهای لازم و بعد تو وبلاگم نوشتمشون پس :

بیخودی خودتون و حیثیت و شخصیتتون رو خراب نکنید و به جای دزدی و دروغگویی کمی

مطالعه کنید و زحمت بکشید و قلمتون رو شکوفا کنید البته اگر استعداد خدادادی شعر و هنر رو

دارید اگر نه وقت خودتون رو بیهوده تلف نکنید.

البته روی صحبت من با اندکی انگشت شمار بود و به تمام شما دوستان گرامی و هنرمندم احترام

میذارم و همه تونو  از صمصم قلبم دوست دارم و فقط یه درد دل دوستانه بود امیدوارم همه

تون  در تمام مراحل زندگی موفق باشید

شاهرخ

حالا با یه شعر کوتاه از کتابم خاطره های بارانی که موافقید؟

پژواک

در چشم تو التماس را میبینم

گلهای سپید یاس را میبینم

پژواک صدای عشق در چشم توبود

من چهره انعکاس را میبینم

آشتی

بیا با نو شکفتن آشتی کن

بیا با شعر گفتن آشتی کن

تمام خواهش من یک کلام است

جناب عشق با من آشتی کن

مهندس شاه علی

دوست داشتنی ها نظرات قشنگتونو پیرامون نوشته اولم و این رباعی و

 دوبیتی من بیان بفرمایید خوشحال میشم

 

زود بیاینا

+ نوشته شده توسط مهندس شاهرخ شاه علی در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 9:1 قبل از ظهر |