تبليغاتX
خاطره های بارانی

به نام خداوند عشق و مهربانی

 

 

سلام دوست داشتنی های مهربون

 

با یه غزل دیگه از کتابم خاطره های بارانی ازتون پذیرایی میکنم و منتظر

 تشریف فرمایی قدمهای خوشگل همه تون هستم و خوشحال میشم به

 رسم ادب و صمیمیت لطف کنید و کامنت هم بذارید و به درخواست

بسیاری از عزیزان و هنرمندان شعر و ادب یه عکس هم از خودمو تو وبم

 گذاشتم که به این دوست داشتنیها هم عرض ارادت داشته باشیم

 

به همگی شما صمیمانه احترام میذارم و همه تونو دوست دارم

  بارونی و عاشق باشید

  

 

 

  مهندس شاهرخ شاه علي

 

شاهرخ 

 

 

نخستین غزل

 

تا چشم های قشنگت قدری عنایت به ما داشت

تنهاترین قلب دنیا در زندگی آشنا داشت

 

مثل نگاه تو شعری سعدی و حافظ نگفتند

چشمت نخستین غزل بود زیباترین واژه را داشت

 

گفتم که در چشم او هم ای دل نشان وفا نیست

اما دل من نفهمید در انتخابش خطا داشت

 

رفتی فراموش کردی قول و قرار خودت را

ای کاش عشق و محبت یک نقطه انتها داشت

 

تا آخرین لحظه هایش عاشق همیشه بسوزد

مجنون اگر زنده می بود امروز هم ادعا داشت

 

بعد از خداوند عالم او هم مرا می پرستید

آن روزهایی که او هم در اعتقادش خدا داشت

 

 

مهندس شاه علی

 

   

 

خوشحال میشم زود بیاین و کامنت بذارین

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس شاهرخ شاه علی در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 2:16 بعد از ظهر |