تبليغاتX
خاطره های بارانی

به نام خداوند ی که عشق را آفرید

سلام به تمام دوستان خوب با احساس صمیمی دوست داشتنی و مهربون شاعرم و همه اونهایی که شعر این هنر متعالی بشر رو دوست دارند با یکی از غزلهایی که خودم خیلی دوستش دارم از کتابم خاطره های بارانی در وب لاگ جدیدم در خدمتتون هستم

مثل همیشه در انتظار نظرات قشنگ همه شما مهربونها هستم زود بیاینا

ارادتمند

شاهرخ

چشم تو

عاشقی يعنی تمام چشم تو

عشق تنها اتهام چشم تو

تازگی ها مهربانی ميکنند

مردمان بی مرام چشم تو

تور صيادان بد هرگز مباد

کبک های خوش خرام چشم تو

شعرهای سعدی و حافظ نداشت

ويژگی های کلام چشم تو

وقت خوابيدن چرا گم می شوم

در ميان ازدحام چشم تو

شاعران را باز بی خود ميکند

خوردنی های حرام چشم تو

کی به پايان ميرسد اين ماجرا

شعرهای ناتمام چشم تو

کرده ام در محضر رسمی عشق

شعرهايم را به نام چشم تو

من يقينا باز عاشق ميشوم

با تبسم با سلام چشم تو

اين غزل را هم به پايان می برم

باز با حسن ختام چشم تو

مهندس شا ه علی

 و با یه شعر دیگه از خاطره های بارانی که موافقید؟

 

 عشق

کبوتر های پروازی تو ای عشق

ترنم های آوازی تو ای عشق

همه یک عمر از تو شعر گفتند

دوباره مثل یک رازی تو ای عشق

همیشه لیلی و مجنون تازه

و شاید قصه پردازی تو ای عشق

تمام خلق را جادو تو کردی

گمانم شعبده بازی تو ای عشق

نمیدانم چرا در پیش معشوق

همیشه غیر ابرازی تو ای عشق

برای شاعری و شعر گفتن

الفبا و سر آغازی تو ای عشق

شکست عشق را عمری شنیدم

ولی هر دم سر افرازی تو ای عشق

ز جمع شاعران یک بار دیگر

چرا حافظ نمی سازی تو ای عشق؟

مهندس شاه علی

 دوستای خوبم هر کی غزل هامو خوند نظر یادش نره ها زود بیاینا

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس شاهرخ شاه علی در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 2:3 بعد از ظهر |